مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى

22

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى)

ذكر مىكند ، و خود شيخ محيى الدين را بيش از مواردى كه ذكر كرده ايم نام مى برد و كلمات او را نقل مىكند . اين مرحله هر چند ابتداى آن سهل است كه بحث از علت و معلول فلسفه رائج است ، و لكن منتهى به عقبه كئود مى گردد كه كمتر كسى بتواند از آن بگذرد . جناب استاد ما علامه طباطبائى صاحب تفسير الميزان قدس سره اين مرحله اسفار را تدريس نمى فرمود كه حلقها را تنگ و خلقها را در جنگ ديد ، و معاد اسفار را هم به نحو عام متعارف درس نمى فرمود مگر با تنى چند محرمانه كه اين كمترين نيز مشاركت داشت تدريس فرمود و آن هم به ايماء و اشاره مى گذشت و براى كسى كه به مبانى حكمت متعاليه تبحر داشت مفيد بود و الا فلا . اين حقير علم كلى اسفار را يعنى تمام مجلد اول حكمت متعاليه را و بعباره اخرى تمام ده مرحله اسفار را در كنف استاد علامه حاج ميرزا ابوالحسن شعرانى و استاد علامه حاج سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى قدس سرهما سير كرده است ، و اكنون به تدريس يك دوره كامل اسفار توفيق يافته است و بر آن يك دوره از به دو تا ختم تعليقه و حواشى دارد . اكثر مواردى را كه صدرالمتالهين از شيخ اكبر و ديگر مشايخ عرفان نقل قول مىكند كه اساس حكمت متعاليه او است ماخذ و مواضع آنها را از كتب فن چون تمهيد القواعد و شرح فصوص قيصرى و مصباح الانس و فتوحات مكيه ، يافتيم و در پيرامون آنها به اندازه بينش خود قلم بر لوح آورده ايم . و تمهيد ياد شده را نيز چند دوره تدريس كرده ايم و آن را نيز تحشيه نموده و دو دوره كامل به شرح فصوص قيصرى توفيق يافتيم و بر آن نيز حواشى بسيار داريم علاوه اين كه فصوص محيى الدين را يك دوره كامل به فارسى شرح نموده ايم ، چنان كه فصوص فارابى را نيز يك دوره كامل تدريس كرده ايم و به فارسى شرح